روز كوهستان

در سینه دشت پر شکوهی دیریست چو دل نشسته کوهی

کوهی بفلک کشیده قامت  زیبا و عظیم و با فخامت / هر صبح، چونان بدست دهقان  خورشید فتد بدامن آن /
بر بسته در آن ره گذشتن چون سر حدی ما بروی دشمن / در هیکل خاک ایستاده  مستحکم و سخت چون اراده /
چون خاطر عاشقان پر از راز چون بیرق پارتیزان سرافراز / اشجار وی از ستاره افزون  اثمار وی از شماره بیرون /
بر دشمن و دوست صورت او  منفور و خوش و مخوف و نیکو / آئینه بقدر تکمه در دست  یک مرد جوان بدشت بنشست /
بنمود تلاش و جهد بیحد تا کوه در آینه ببیند / پس شهر رود سخن کز طرح  ماهیت کوه را دهد شرح /
لیک آینه خرد بود چندان  کانگشت نمی نشست در آن / این بود سبب که هر چه کوشید در آینه کوه را نمی دید /
در آینه غیر تخته سنگی نی بود علامتی نه زنگی / بی فایده مدتی نظر کرد پس فکر و تشبثی دگر کرد /
آنقدر زکوه دور گردید تا عکس تمام کوه را دید /
لیکن زنشیب و قله هایش وزکبک و گوزن و گله هایش                                         
از دره و پرتگاه و آبش  از شکل پلنگ و جای خوابش /
از منظره های دلفریبش وز نعمت و افر و عجیبش / یک حرف بجا نمی توانست جز شرح خطا نمی توانست /
بر ز حمت او همین اثر بود کز بودن کوه با خبر بود / چو دید پدر به ناتوانیش دلسوزی کرد بر جوانیش /
گفتا بوی: ای جوان پر جوش  پند پدرانه را بده گوش / از بید ثمر نمی توان چید در آئینه کوه کی توان دید/
خواهی سخن از کوه گفتن  باید به فراز کوه رفتن

عكس از :افشين نظري

شعر از :لاهوتي


جلسه گروه طلوع و افتتاح كافه كوهنورد

بنام دوست

جلسه اين هفته گروه بسيار پر بار بود. در اين جلسه كه به بيش از 30 نفر ميرسبد علاوه بر اعضاي گروه، ميهماناني هم از ساير  گروه ها حضور داشتند كه به صورت كلي و جزئي درمورد  مسائل كوهنوردي و سنگنوردي زنجان بحث و برسي شد .

در ادامه نيز كافه كوهنورد اولين كافي شاپ زيباي فضاي باز در زنجان افتتاح شد .

با تشكر از هم گروهي هاي خوبمان آقايان امانلو - عبدي - نصيري و بابائي كه مسئوليت اين گردهمایي را به عهده داشتند .