
شکل گیری :
اعضا همدیگر را شناسایی می کنند و قوانین بنیادی رفتاری ا عضا ء گروه تثبیت می شود البته نفراتی دور هم جمع خواهند شد که گرایشهای واحدی داشته باشند و تحمل در کنار هم بودن و اهداف مشتركي داشته باشند .
2- مرحله طو فا نی :
اعضاء گروه برای موفقیت در گروه با هم رقابت دوستانه می کنند به دنبال دانسته های جدید به خارج از گروه میروند تا در جمع خود را نمایش دهندو هر عضو نقش مختلفی را در گروه می پذیرد مرحله خطر ساز و مشكلي براي گروه است جون نفرات ناپخته و خام هستند به راحتي ميتوانند جمع را ويروسي كنند .
3- مرحله عادی :
گروه سر و سامان می گیرد و اعضا با كمك همدیگر به فكر گسترش و تكامل هستند.
4- مرحله اجرایی:
گروه بسوی تکلیف مشترک هدایت می شودو برای دست یابی به آن شروع به فعالیت می کند و تقریبا دوستی جای رقابت را دوباره میگیرد ولذت با هم بودن جای رقابت را میگیرد .
5- مرحله تعطیلی:
تکلیف گروه به انجام رسیده و گروه ذره ذره از هم دور می شوند و به دنبال نقش آفرینی جدید و نفرات جدید هستند.اعتماد خود را نسبت به دیگری از دست داده و به دنبال چیزهای جدید در نفرات جدید هستند.
---- پدیده مهم گروه اندیشی:
حضور دیگران نه تنها بر سطوح برانگیختگی و تلاشهای ما موثر است ،بلکه به شیوه های مختلف ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد.
زمانی که به تنهایی عمل می کنیم با زمانی که در گروه هستیم شیوه های تصمیم گیری ما متفاوت خواهد بود.گروه اندیشی زمانی اتفاق می افتد که انسجام گروه آنچنان بالا ست که رای اعضا مخالف با اکثریت نادیده گرفته می شود . گروه اندیشی می تواند برای تیمها بسیار جدی باشد ،زیرا یکپارچگی تیم میتواند آنچنان روی هدف خاص تمرکز یابد که جنبه های مهم مشابه که عملا مفید هستند نادیده گرفته شوند و موضوع ایمنی را به خطر اندازد .
JANIS نشانه هایی از گروه اندیشی را شرح داده است: گروه احساس می کند که تصمیم گرفته شده نمی تواند غلط باشد و این در نهایت آنها را حمایت خواهد کرد . اعضاء گروه حق ندارند تا با بحث کردن با اکثریت ((ایجاد اغتشاش )) نمایند ؛ آنهایی که بحث می کنند یا سازگار می شوند یا نادیده گرفته می شوند؟؟؟؟!!!!
SEARLE (1996) اظهار کرد که گروه اندیشی ممکن است در از دست رفتن 6 تن از صعود کنندگان قله K2 ) ) در 1995 دخیل بوده باشد.
علیرغم اینکه احتمال خطر خیلی زیاد بود ،سه تیم 2 نفره از صعود کنندگان بسمت قله یورش بردند . نتیجه آن مرگ 6 صعود کننده بود.
به نقل از یکی از بازماندگان بیشترین خطر درباره گروه هایی است که هرکس مسولیت را به گردند یگری می اندازد .روشن است که بدلیل اشتیاق برای انجام ماموریت ،گروه وارد گروه اندیشی شده و خطر را نادیده گرفته است ؟!
يك تجربه
تجربيات ثابت كرده كه هر گروهي كه فقط به منظور دنبال كردن هدف خاصي تشكيل شده است در مدت زمان متغيري به هدفهاي خود خواهد رسيد ونقطه مشتركي براي انجام كار جديد نخواهد يافت تنها راز بقاي گروه داشتن تعامل منطقي و عبور از خود خواسته ها است نفرات يك گروه ميتوانند در اوج تعقيب هدف با داشتن اولويتهاي چون دوست داشتن - رفيق بودن - داشتن حس خوب باهم بودن اجتناب از خود بزرگ بيني و تك محوري گروه را تا زمانهاي بسيار زياد دور هم نگه دارند .
با استناد بر تجربیات شخصی و با تشکر از ایران کوه