نمایندگان و اعضای کمیته غارنوردی هیأت کوهنوردی استان زنجان و گروه طلوع

میزبان
نمایندگان و اعضای کمیته غارنوردی هیأت کوهنوردی استان البرز

امروز یعنی صبح روز یکشنبه 4 نفر از غارنوردان استان البرز به سرپرستی حسین بویینی رییس کمیته غارنوردی این استان، کرج را به مقصد زرین رود استان زنجان ترک نموده اند. بنابه درخواست آقای بویینی و تصمیمی که در جلسات گروه طلوع و کارگروه غارنوردی استان زنجان به تصویب رسید گروه 4 نفری نیز به سرپرستی بنده حقیر مامور همراهی این عزیزان مهمان می شویم.



مانیز ظهر امروز زنجان را ترک کرده و بعد از ظهر حوالی ساعت 16 به مهمانان عزیزمان در کنار دهانه غار ملحق می شویم.
آقایان : حسین بویینی (سرپرست تیم کرج) و میثم خوش قدم و خانمها : نرگس کوکبیان و سهیلاصالح زاده تیم کرجی ها را تشکیل داده و بنده (میثم آرامیده_سرپرست) _ محسن امانلو _امیرعلی نصیری_سمانه نجفی و بنیامین دشیری (مهمان تیم ما) افرادی هستیم که از طرف کارگروه غارنوردی زنجان و گروه طلوع در این برنامه حاضریم.

یکی از دوستان کرجی ما (آقا میثم خوش قدم) قبلا تجربه پیمایش این غار تا دریاچه اول را داشته اند و در واقع حضور ما در این برنامه برای راهنمایی این عزیزان از دریاچه به سمت دالانها و بخشهایی از غار می باشد که تا به اینجا تنها کارگروه ما آنها را کشف و پیمایش نموده است.

 از دهانه وارد غار میشویم . چراغ پيشاني ها را روشن مي كنيم و به صورت نيم خيز و گاها سينه خيز 20 متري را در امتداد شيب ملايمي به سمت پايين سرازير مي شويم . فاصله بين زمين گلي زير پاي ما و سقف سنگي بالاي سر ما بيشتر از نيم متر نيست . كمي جلوتر به  شيب تندي مي رسيم . تك تك افراد تمركز خود را معطوف به حركات خود می كنند . از اين به بعد امتداد مسير غار با شيبهاي بسيار تند و دالونهای بسارتنگ به سمت پايين ادامه دارد كه بسيار خطرناك بوده و مي بايست هنگام فرود از آنها كمال احتياط را بعمل آورد ، بخصوص اينكه پوشش گلي و ليز زير پا در برخی از گذرگاه ها و همچنين وجود سنگهای ریزشی در امتداد دالانهای تنگ و پرشیب که محل گریزی ندارند شرایط خطرناکتری را فراهم کرده است.گاها بهتر است از طناب برای عبور از شیبهای خطرناک استفاده کنیم و این بهترین کار می باشد که ریسک نکنیم...

اكنون چيزي حدود نصف مسير را تا رسيدن به درياچه اين غار پيموده ايم . نوبت به عبور از يك سوراخ بسيار تنگي مي رسد كه زير آن 8 متر فضاي خالي وجود دارد و بجز استفاده از طناب چاره اي براي عبور از آن نيست (چاه محسن....دهانه اين چاه به قدري تنگ است كه با نگاه اول شايد باورتان نشود كه يك انسان مي تواند از آن رد شود .)

****************************************************************************

عبور از دهانه تنگ چاه محسن و پس از آن فرود معلق 8 متری

************************************************************************

پس از چاه محسن مجددا مسيری تنگ و بشدت ریزشی که به صورت سينه خيز و یا نیم خیز  بایستی از آن عبور کرد. و كوله باری كه مي بايست همواره به دنبال خودمان بكشيم و این بسيار طاقت فرساست . لباسهايمان هم کاملا گلي شده ...

پس از این دالانهای تنگ و ریزشی شيب مسير از اين به بعد بسیار تند مي شود و چون زمين اين حوالي به دليل نزديكتر بودن به درياچه از رطوبت بيشتري برخوردار است بسيار لغزنده تر از ديگر نقاط غار است . هوا نيز گرمتر و مرطوب تر شده. احتمالا یکی از تيمهای همدانی كه از اين مسيرها عبور كرده اند طنابهاي پلاستيكي ضخيمي را در امتداد اين شيبهاي خطرناك تعبيه نموده بودند كه در پیمایشهای سابق توسط گروه ما این طنابها جمع آوری شدند.

برای فرود از این شیبهای تند بهتر است کارگاهی تعبیه شود و با طناب از آن عبور کنیم. بالای چاه محسن هم یک رول اسپید توسط آقای صنعتی در محلی مناسب در برنامه پیشین تعبیه شده بود اما اینجا دیگر خبری از کارگاه یا رول نیست. آقای بویینی و امیر علی مشغول میشوند و یک کارگاه دوروله در بالای دهانه دالان تعبیه میکنند.

20 متر پایین تر بخاطر تغییر جهت مسیر فرود به پیشنهاد آقای خوش قدم یک رول در محل مورد نظر ایشان تعبیه میشود.

كم كم قنديلها به چشم مي خورند و جلوه هاي سحر انگيز غار چشمانمان را متوجه خود مي كنند . وجود رطوبت زياد منطقه و قنديلها  نشانگر نزديكي ما به درياچه غار مي باشد .

50متر پايين تر به تالار و درياچه كف غار مي رسيم . ساعت حوالی 19مي باشد . همگي خستگي و فشار مسير پر پيچ و خم  وخطرناك تا به اینجای غار را با استراحتی کوتاه از تن بیرون ریخته و به سمت کمپ 1 و تالار خاکستر حرکت را ادامه می دهیم .

در ادامه مسیر دیگر از ریزش ،شیبهای تند و معابر تنگ و کوچک آنچنان خبری نیست به استثنای مناطقی که آنها هم آنچنان طولانی یا سخت نیستند.

به محل کمپ یک میرسیم و توقف کوتاهی می کنیم تا کمی تغذیه کنیم.بلافاصله مسیر را ادامه داده و ساعت از 20 گذشته که به تالارخاکستر میرسیم. امشب اینجا مستقر میشیم. لباسهای گلی را از تن کنده و به استراحت و گپ و شام می پردازیم و نهایتا خواب...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صبح روز بعد:

ساعت 8 ازخواب بیدارمیشویم . پس از صرف صبحانه و آماده شدن پنج نفر از بچه ها به سمت دریاچه S با راهنمایی و سرپرستی امیرعلی نصیری راهی میشوند و یک ساعت بعد به محل تالار خاکستر بر میگردند. (اقایان : نصیری _ دشیری_امانلو از زنجان و بویینی و خوش قدم از البرز) در این پیمایش حاضر بودند. 

ساعت 13 را برای آغاز حرکت در مسیر بازگشت تعیین میکنیم و فرصت زیادی داریم که از آن استفاده کرده و چند نفری دالونها و تالارهای اطراف را چک میکنیم تا بلکه مسیر یا منطقه ای جدید را پیدا کنیم.

ساعت حوالی 12:30 می باشد که وسایل را جمع میکنیم و کم کم آماده حرکت میشویم . به سمت کمپ اول و دریاچه اول مسیر را ادامه میدهیم. 

در طول مسیر بین تالارخاکستر تا محل کمپ اول از دالونهایی عبور میکنیم که پراز قندیلهای آهکی میباشد.

امیرعلی نصیری

حسین بویینی و میثم خوش قدم


نرگس کوکبیان و سهیلا صالح زاده و سمانه نجفی

به دریاچه اول میرسیم . تیم ما کمی جلو تر از تیم کرج می باشد . مدتی را توقف می کنیم تا دوستان به ما برسند ...

سپس راهی شده و جلوتر از دوستان کرجی با سرعتی بیشتر از مسیرهای پرشیب به سمت بالا صعود میکنیم ...

نهایتا ساعت 16 به دهانه غار میرسیم و تیم کرج هم دو ساعت بعد با تماسی که آقای بویینی با بنده میگیرند متوجه میشویم که از غار خارج شدند.

گزارش و عكس از ميثم آراميده