روز پنجشنبه مطلع شدم که قراره برنامه ی جمعه 23 دی ماه در غار گلجیک با هدف عکاسی وفیلم برداری اجرا بشه.البته طبق برنامه ریزی های قبلی انتظار می رفت که این هفته برای ادامه مستند سازی و تحقیقاتمون دوباره به زرین غار بریم که بدلیل جورنشدن تجهیزات دوباره این امر به تعویق افتاد!

جمعه صبح طبق معمول سر ساعت 8 اولین نفر که در بلوار استقلال حاضر شد خودم بودم و طبق معمول همیشه سر ساعت 9 با یک ساعت تاخیر راهی جاده شدیم.زحمت وسیله ی نقلیه رو تقی عزیز کشیده بود؛الحق والانصاف لذتی که در سفر پشت نیسان وانت هست کمتر از خود برنامه ی غارنوردی نیست.بعد از حدود یکساعت به روستای گلجیک رسیدیم و بقیه ی راه رو پیاده ادامه دادیم تا اینکه حول و حوش ساعت 30/10 در دهانه غار بودیم.پس از آماده شدن نفرات ، محسن صنعتی مسئول فنی برنامه و یوسف مرادی سرپرست برنامه توضیحات و توصیه هایی رو به بچه ها گوشزد کردن وطبق ترتیبی که سرپرست گفته بود وارد غار شدیم.ابتدای غار چیزی حدود 10 متر آغازین شیبی ملایم داشت که باید بصورت نیم خیز طی میشد؛اما بلافاصله شیب تندی رو پیش رو داشتیم که فرود از اون نیاز به گرفتن حمایت از طناب داشت. بعد از گذشتن از این قسمت پرشیب و لغزنده مسیر کاملا باز و با شیبی متوسط ادامه داشت.در طول مسیر هوای تازه و سرد استشمام میشد که نشان دهنده ی وجود جریان هوا در غار بود.در ادامه راه ناگهان مسیر بشکل باشکوهی باز و گسترده میشه و تالار بسیار بزرگی در مقابلمون خودنمایی میکنه.در این تالار توقف میکنیم و به دو دسته تقسیم میشیم که گروه اول متشکل از محسن و تقی و آقای حسنی وارد حفره ای که در ارتفاع 2.5 متری زمین قرار داره میشوند و با ادامه ی اون به نزدیکی های سقف تالار میرسن.بقیه ی دوستان نیز در غالب گروه دوم ابتدا حفره ای رو که 30 متر بالاتر از حفره ی اول در دیوار و در ارتفاع پایینتری واقع شده رو چک میکنیم که با بن بست بودن مسیر برمیگردیم و سالنی که در منتهی الیه شمالی تالار واقع شده رو ادامه میدیم.این سالن به سمت بالا ادامه پیدا میکنه که میتونه نشونه ی وجود دهانه دیگری در دامنه دیگر کوه باشه.در ادامه به یک سه راهی میرسیم که نهایتا هر 3 دوباره به هم میرسن و بعد از سرکشی به تمام دالانها به بن بست بودن سالن شمالی تایید میشود.به تالار اصلی برمیگردیم و با دیدن گروه اول همگی به سمت دهلیزی که در سمت شرقی تالار قرار داره حرکت میکنیم.سقف این دهلیز خیلی پایین و نزدیک به کف است بطوریکه باید تا انتها بصورت سینه خیز پیمایش بشه.در ادامه دهلیز به دو شاخه اصلی تقسیم میشه که متاسفانه هر دو به بن بست ختم میشن. در برگشت از این دهلیز محسن عزیز اقدام به اجرای مانور آموزشی امداد و نجات در غار میکنه که در اون مصدوم آزمایشی(یوسف مرادی) با امکانات موجود و محدود بسکت میشه و در شرایط خیلی سخت که کلا در عرض دهلیز بیشتر از دو نفر نمیتونن عبور کنن با حمل 6 نفره به تالار اصلی منتقل میشه.در تالار نیز محسن توضیحاتی در مورد عملیات CPR میده که مطمئنا این آموزشها میتونه در مواقع لزوم و اضطرار بسیار چاره ساز و حیاتی باشن. شایان ذکره که در این غار تنها موجود زنده ای که در حال حاضر مشاهده میشد خفاش بود؛البته در سالنهای مذکور مقداری استخوان هم مشاهده شد که احتمالا متعلق به انسانهای غارنشین بوده که متاسفانه بیشتر این آثار توسط افراد بومی به تارج رفته.ناگفته نماند که در تالار اصلی حفاری های زیادی صورت گرفته که شکل طبیعی غار رو به هم زده تاجاییکه در بعضی موارد چاههایی کاملا عمودی با عمقی نزدیک 10 متر به چشم میخوره.درضمن در گوشه هایی از تالار تکه هایی شکسته از کوزه ها و ظروف سفالی قدیمی به چشم میخوره که حاصل حفاری های وحشیانه است.در کل میشه گفت دیگه چیزی از اون غار باستانی که شنیده بودم باقی نمونده چراکه بجای خطوط و اشکال حک شده ی انسانهای غارنشین،یادگاری های اسپری شده روی دیوارها و بجای اسکلت های قدیمی انسانهای غارنشین و علائم و آثار زندگیشون،سیلی از انواع زباله و آشغال قرن 21 رو مشاهده کردم و براستی ایمان آوردم که وحشی ترین موجود روی زمین همانا انسان متمدن قرن بیست و یکه که به میراث گذشته ی خودش هم رحم نمیکنه.بگذریم هرچند گذشتنی نیست... بعد از صرف نهار شروع به پاکسازی تالار کردیم و حول و حوش ساعت 4 به سمت دهانه ی غار حرکت کردیم و نزدیکی های ساعت 5 هم به روستای گلجیک رسیدیم و ساعت 18 هم در زنجان بودیم. در پایان از تمامی عواملی که در هرچه بهتر اجرا شدن این برنامه نقشی داشتن تشکر میکنم و به تمامی دوستان عزیزم صمیمانه خدا قوت میگم.

سرپرست : یوسف مرادی مسئول فنی : محسن صنعتی فیلمبردار : آقای حسنی عکاس : افشین نظری نقلیه : تقی بابایی نفرات شرکت کننده : نسرین حسینی،امیرعلی نصیری،اصغر اسکندری،امیرحسین چرمی و آقای صدقی(مهمان محترم برنامه از گروه داغ داش تبریز)

تهیه و تنظیم گزارش از امیر حسین چرمی