حفاظت و مدعي مراقب بودن از اين ميراث گرانبها و سرمايه ي ميليون ساله را سپر كارهاي خود قرار داده وگذراندن دوره هاي آنچناني غارنوردي ،نجات،غواصي ،پزشكي و مربي گري و غيره را چاشني آن كرده تا خود را بي همتا در تمامي علوم و فنون و طبيعت بدانيم

در حالي كه غرور و حس بالا بودنمان هم درجه ي صد را نشان مي دهد. بياد مي آورم هر وقت كسي جايي مي نوشت و مي گفت فلان تپه را تخريب و فلان جنگلي را نابود ميكنند يا به فلان جاي بكر جاده اي مي كشند و يا مي خواهند غاري را توريستي كنند ميليون ها كامنت و اس ام اس و مقاله و چيزهاي ديگر در چند روز توسط علماي بحرجاري مي شود كه دست اندر كاران اينها نمي فهمند كه چه مي كنند ما كه انتقاد ميكنيم از شما بهتر ميفهميم كه داريد خراب ميكنيد و گند ميزنيد به طبيعت ايران آيا ميشود به اين مسئولين كه نه دوره اي ديده اند و نه مدرك تخصصي دارند خرده گرفت؟؟؟نه

 نمي دانستند و كرده اند و گناه نيست ولي ما چه؟ خود را طليعه دار حفاظت و مراقبت مي دانيم ولي خواسته و ناخواسته تمام توان و همت خود را بر آن مي گذاريم تا نابودي كامل جايي دست از سر آن برنداريم.چند سال است كه غار كتله خور در تيررس اين آماج قرار گرفته است. اين هم از مرحمت مسئولان است كه آمده اند و تفرج گاهي راحت براي اين غار تدارك ديده اند . تا غار نوردان ماشين رو راحت  پيما كه حتي تحمل چند ساعت تاريكي بيشتري را ندارند و نمي توانند به جز تخت هاي راحت آن سوئيتها در جاي ديگري بخوابند را به خود جذب كنند .

ولي ميشود مگر انتقاد كرد.

 آقا و يا خانومي از آن گوشه ي  ايران با نيتهاي خوب و يا بد با نفراتي بي شمار كوله ميبندند تا در اين غار راحت الحلقوم به گشت و گزار بپردازند و تفريحي بكنند و تعريفش را به دوستان بگويند و و فردا نفرات بيشتري را با خود به آنجا ببرند تا اين غار فوق حساس را بيشتر به لبه پرتگاه تخريب نزديك كنند .

ولي ميشود مگر انتقاد كرد.

ميگويند نقشه بايد كشيد . نمونه بايد برداشت . عكسهاي سه و چهار نفره آن هم زير نور پرژكتور بايد گرفت نمونه فسيل بايد برداشت و آنقد نمونه بايد برداشت كه تمامي فسيلها به بيرون انتقال داده شوند و هزاران اصطلاح علمي ديگر كه در يادم نمانده بايد كرد .

آخر كي اين تحقيقات علمي به درد ما خورده و جلوي تخريبي را گرفته كه اين دومي باشد. آن تحقيقات علمي كه در مورد درياچه اروميه كردند خشك شد. آن تحقيقاتي كه براي جاده تهران شمال كردند كوه ها و جنگلها و غيره داغان شد . و آن هزاران تحقيقي كه سرانجام سياهي برايمان اورد .

نه ميخواهيم زرين غاري كشف شود و نه كتله خوري نقشه برداري . زرين غار را كشف ميكنند كم مانده خودشان را هم جا بگذارند (آخرين تيمي كه كشفيات چند سال پيش را كشف كرده اينها را داخل غار جا گذاشته بود تفاله هاي سوخت چراغ كاربيد ... تيوب ... جليقه نجات ... راكت بدمينتون ... 2 عدد ريسمان رد زني  ... بطري خالي آب ... نايلون و جاي چكش فراوان كه ميخواستند رولي بزنند و ميخي بكوبند كه نتوانسته اند!

و نه كتله خوري را پيمايش و نقشه برداري كنيد كه حاصل آن ميشود جاري شدن دهها نفر كه با دادن اندك مبلغي مجوز تخريب را مي گيرند و پا به طبقات پائين ميگزارند تا تكه فسيلي به يادگار ببرند .

شما را جان تمامي غار نوردان مبتدي و ناواردي مثل من بگذاريد كتله خور تا همان طبقه اول شخم زده بماند و كاري به ديگر طبقات آن نداشته باشيد نه نقشه ، نه اكتشاف ، نه عكسي و نه هيج چيز ديگري آرام و بيصدا بيائيد و لذت ببريد و برويد.