گزارش تصويري برنامه ي حلب به تاريخ 1 و 2 مهر 90


ادامه ي گزارش تصويري را در ادامه ي مطلب ببينيد:

ادامه نوشته

گزارش برنامه ي حلب به تاريخ 1 و 2 مهر 90




برنامه راس ساعت ۱۱:۳۰ قرار بود شروع بشه به همه گفته بودم که دیر نکنن.تنها کسی که دیر کرد من بودم!

خواستم از همون اول برنامه ی متنوعی رو سرپرستی کرده باشم!!!!

رسیدم همه تو سه راهی بیجار منتظر من بودن.محسن و خانم عبدی و خانم صنعتی یوسف امیر علی خانم حسینی و ۲ تا از دوستاش دوستم روح و الله کمی بعد افسانه و مجتبی هم رسیدن و سمت قمچقای راه افتادیم.

سرپرستی یه برنامه حس قشنگی بود ولی مسئولیتی که داشت یکم ته دلم و میلرزوند چون برنامه ۲ روزه بود و این اولین تجربه من.

رسیدیم ساعت ۱ شده بود بساط ناهار و پهن کردیم و مشغول خوردن نا هار شدیم حین خوردن حسن و خانمش با مهدی سرابی و فرناز خانمم اومدن ما که ناهارمونو خورده بودیم مثل غدا نخورده ها به غدای اونا هم یه ناخونکی زدیم.......

ساعت ۲:۳۰ رفتیم پای کار همه زیر کلاهک جمع شدیم و آقا محسن رفت تا اسلینگهای مسیر و بندازه.بعد انداختن کامل اسلینگ ها بچه ها به نوبت شروع کردن رو مسیر کار کردن وسطای کار بچه ها آقا محسن و مجتبی و امیر علی رفتن پای رول کوبی یه مسیر جدید کنار کلاهک مسیر قشنگ و اسپرتیه که با تاریک شدن هوا دیگه نشد روش کار کنن و ۵ تا رول فقط تونستن روش نصب کنن.

نکته ی جالب برنامه این بود که بچه ها تو تاریکه بدون هدلامپ باز داشتن رو کلاهک کار میکردن حتی کسایی که قبلا هم صعود کرده بودن و. این برا من جالب بود.روز اول جز خانم قیداری کسی نتونست مسیر و کامل بره اما اکثرا کراکس مسیر و رد میکردن.با تاریک شدن هوا رفتیم سمت چادرا و یه آتیش روشن کردیم و یه سری از دوستامون رفتن.اما ما هنوز بودیم (۸ نفر).

صبح هم بیدار شدیم و صبحونه خوردیم و رفتیم پای کار چون تعداد زیاد بود موندم آخر صعود کنم.روز دومم کسی مسیر و کامل صعود نکرد تا اینکه نوبت من شد با کمک  و راهنمایی بچه ها تونستم بالاخره صعود کنم حس قشنگ و لذت بخشی بود این دومین کلاهکی بود که صعود میکردم و لذت بخشترین.هرچند که صعودم ۴۵ دقیقه ای طول کشید!!!!

ناهار نخورده بودیم مجتبی به عنوان نفر آخر رفت و اسلینگهارو جمع کرد و ابزارارو جمع کردیم و اومدیم سمت چادرا ناهار خوردیم و رفتیم لبه جاده و سوار ماشین شدیم حدود ۸ بود که زنجان بودیم.

برنامه ی قشنگی بود برام با کلی تجربه.

گزارش :افشین نظری

مسیر مینیاتور

سلام به دوستان

جمعه با دوستان راهی منطقه ای قیه سی شدیم هدف از این برنامه گشایش مسیری جدید بود که نتیجه ان شد مسیر (مینیاتور )که میتوان به صورت رکاب و طبیعی صعود کرد

این مسیر کوتاه با 3 عدد رول اسپید و یک بلوک سنگی تجهیز شده است

با تشکر از دوستان خوب

نصیری - اسکندری - مرادی

جلسه کارگروه

جلسه کارگروه غار نوردی روز چهار شنبه 23.6.90ساعت 7 در دفتر هئیت کوهنوردی برگزار خواهد شد

حضور اعضا الزامیست .


سنگ نوردی- دره نوردی- فرود از پل و ابشار - شیرجه در اب همه در چیلاندر

چیلاندر بسیار زیبا

ادامه نوشته

اکتشاف غار و شهاب سنگ


کارگروه غار نوردی هئیت کوهنوردی استان زنجان طی چند برنامه اکتشافی که در ارتفاعات ماهنشان جهت کشف دهانه جدید غار انجام دادند موفق به کشف یک دهانه غار شد که دچار تخریب بسیار شدید شده بود.

با انجام برسیهای زمین شناسی و دیگر مسائل پیرامونی که علت تخریب را مشخص سازد معلوم گردید یک عامل بیرونی باعث تخریب این غار زیبا گشته است.

پس از تحقیقهای بسیار در منطقه 3 قطعه شهاب سنگ از نوع  (سیدرولیت اهنی – سنگی )کشف شد که به علت بزرگی نمونه ها  و برسی  مکان برخوردو محاسبه نیروی وارده مشخص گردید علت تخریب ضربه بسیار شدید این شهاب سنگ بوده است .

لازم به ذکر است غار پیموده شده اولین و تنها غار در زنجان میباشد که درون ان یخ در تمام طول سال موجود است و یکی از غارهای بسیار سرد ایران میباشد .

به زودی گزارش این برنامه تقدیم میگردد.





گزارش برنامه گلجیک و گشایش مسیری جدید

گزارش برنامه گلجیک
سرپرست برنامه : آقای آرامیده
مسئول فنی : آقای صنعتی
تاریخ برنامه : 90/5/7
طبق هماهنگی هایی که در جلسه ی روز دوشنبه در تاریخ 90/5/3 در دفتر هیئت کوهنوردی صورت گرفته بود. افراد برای شرکت در برنامه باید آب کافی ، چراغ پیشانی ( که اگر وقت شد از غار گلجیک هم بازدیدی داشته باشیم ) یک وعده صبحانه و ناهار، کوله حمل کوچک ، کفش اسپورت و کرایه ماشین رفت و برگشت 5000 تومان بهمراه داشته باشند. ساعت 7 صبح میدان استقلال محل حرکتمون بود ولی با تاخیر یک ساعته حرکت کردیم.با دو تاکسی و ماشین آقای معینی. 11 نفر بودیم . وقتی به پای دیواره رسیدیم در منطقه ای که سایه بود و درست بالای دهانه ی غار گلجیک صبحانه رو به اتفاق خوردیم . و بعد صعود سر طناب رو آقای صنعتی انجام دادند. و بعد از ایشون آقای معینی و.. البته بیشتر افراد با استفاده از یومار صعود کردند.اواسط دیواره تعویض کارگاه هم داشتیم . چند نفر هم دیواره رو صعود نکردند و از سمت دیگش بالای دیواره اومدن . و از اینجا به بعد باید فرود میومدیم .بالاخره ساعت 5 همه بجز سرپرست برنامه که هنوز بالای دیواره بود تو پایین دیواره حاضر بودند. هوا واقعا گرم بود و از طرفی هم به خاطر کند بودن و آماتور بودن ما آقای صنعتی و ارامیده که صعود سرطناب رو انجام داده و همینطور کارگاه زده بودند، مجبور شدن که ساعت ها تو اون گرما منتظر بشن و همینطور در تعویض کارگاه هم ، به افراد کمک کنند. خیلی خیلی ازشون ممنونیم و آرزوی سلامتی و بهروزی برای این مربی صبور و خوبمون داریم .طبق قرار ماشین ها راس ساعت 6 عصر اومدن دنبال تیم و برنامه به پایان رسید .. البته اینم بگم .. وقت نشد ناهار بخوریم.
افرد شرکت کننده:
آقایان : صنعتی ، آرامیده ، معینی ، مرادی ، سعید ، امانلو ، نصیری ، بنیامین (مهمان )
خانمها: نجفی ، آرامیده ، حسینی
 


گزارش از : خانم حسینی

مدیریت بحران

آشنایی با شیوه های امداد رسانی و چگونگی مواجهه با شرایط دشوار می تواند در زمان بروز حادثه ‏بسیار مفید باشد. کوهنوردی که قبلا با این روش ها آشنا بوده و مدت زمان کافی را صرف تمرین و تکرار ‏آن نموده مطمئمنا در حین روبرو شدن با یک اتفاق بسیار سنجیده تر و عاقلانه تر عمل می کند.
چقدر ‏خوب است در کنار زمانی که صرف آماده سازی تجیزات و ابزار برای یک برنامه می کنیم اندکی وقت نیز ‏به طرح ریزی و شناخت خطرات آن برنامه اختصاص دهیم .‏
یکی از بزرگترین عواملی که در یک برنامه می تواند خطر ساز باشد عدم تناسب توان فنی نفرات با ‏یکدیگر است.در چنین حالتی اگر فرد قوی گروه دچار حادثه شود بقیه نفرات تیم یا کرده دچار مشکل ‏جدی خواهند شد.
به یاد داشته باشیم معمولا این نفرات قویتر هستند که در مسیرهای فنی وظیفه ‏جلوداری (سرطنابی) را برعهده دارند و نفر دوم دارای تجربه کمتری است . حال اگر سرطناب بنا به هر ‏دلیل آسیب ببیند و قادر به حرکت نباشد آیا نفر دوم قادر به ارائه کمک به او خواهد بود؟
در بسیاری از حوادث کوهستان بعد از سانحه دیدن نفر قوی تر تیم سایر نفرات تیم بیشتر در معرض ‏خطر قرار می گیرند .مطالعه آماری حوادث کوهنوردی نیز بر این امر صحه گذاشته است .‏
باید قبل از هر صعود فنی احتمالات خطر در آن سنجیده شود و راهکاری های امداد به خوبی برای ‏نفرات برنامه ( چه یک نفر چه جندین نفر ) توجیه شود.‏
بهتر است همواره یک سری ابزار یا یک کیسه امداد فنی جدا از لوازم صعود در دسترس تیم باشد تا در ‏صورت بروز خطر و اتفاق از آن استفاده شود. یا هر نفر کرده حداقل یک سری ابزار جهت امداد بهمراه ‏داشته باشد.‏
در بیشتر مواقع و در کوهستان در صورت بروز حادثه نفرات خود تیم سریعترین گزینه برای برپایی و ‏راهبرد امداد هستند. طبیعتا تماس با تیم پشتبان – اعزام نفرات پشتیبان و امداد به منطقه امری است ‏طولانی و حداقل به چند ساعت تا چندین روز بنا به زمان و مکان نیاز دارد.‏
بنابراین آشنایی نفرات با تکنیک های شخصی امداد رها سازی بالاکشی جزو مهم ترین مسایلی ‏هستند که کوهنوردان در صعود های فنی و در حقیقت قبل از آن باید فرا گیرند.‏
• داشتن نقشه و آماده سازی
• تشخیص دادن مراحل کار
• در نظر گرفتن قانون مهم ایمنی اول برای امدادگر بعد سایرین و مصدوم
• آشنایی با کمک های اولیه
• انتخاب بهترین راهکار
مراحلی هستند که می توانند یک حادثه را با حداقل آسیب به انجامی قابل قبول برسانند.‏
همانگونه که برای هر صعود نیاز به برنامه ریزی و تمرین می باشد باید در کنار برنامه های تمرینی ‏برنامه هایی در کنار تمرین برای آشنایی با خطرات و چگونگی مقابله با آن در نظر گرفت .‏
‏ ‏

 

90/4/31

برنامه ی این هفته تمرین در گلجیک

برای هماهنگی های لازم دوستان با آقای صنعتی تماس بگیرند.

جمعه 31 تیر ساعت 7 صبح بلوار استقلال

بازدید از غار خرمنه سر

اعضای محترم کارگروه غارنوردی که مایل هستند در برنامه 2 روزه خرمنه سر شرکت کنند با سرپرستان برنامه در تماس باشند

حمید منتجبی 09192782994

امیر علی نصیری 09193410573

تمرین در امند

گزارش اين برنامه رو با تاخير آپ ميكنم يه چند هفته پيش با يه سري از دوستان رفته بودينم امند برنامه ي قشنگي بود جاي دوستاني كه نيومده بودن خيلي خالي بود

برای دیدن باقیه گزارش تصویری به ادامه مطلب سر بزنید.

 

ادامه نوشته

جلسه کارگروه غار نوردی

قابل توجه اعضای محترم کار گروه غار نوردی


جلسه این هفته کار گروه در تاریخ 90.4.16 در ساعت 20 در دفتر هئیت برگزار خواهد شد


شرکت در این جلسه برای اعضا الزامیست

گزارش تصویری صعود مسیر شمالی دیواره ی گلجیک در تیر ماه 90

 

 

ادامه عکس ها و گزارش تصویری رو تو ادامه ی مطالب بیبینید.......

ادامه نوشته

گزارش برنامه ی 10 تیر ماه نود گلجیک

یه هفته ست به همه میگم میخوام برم تکه قیه سی.تو شرکت مرخصی گرفتم که شیفت ننویسنم. همه چی آمدست حتی وسایل برنامه رو گرفتم.یه برنامه ۲ روزه روز اول تو تکه فیه سی روز دوم با دوستای خوبم تو گلجیک.زنگ میزنم به سرپرست برنامه بنا به رسم احترام میگم فردئا میخوام بیام برنامه میگه فلانی ما تیم و بستیم!!! جا هم نیست که شما رو بببریم ماشین نداریم!!!!!

خلاصه میبینم درست نیست اصرار کنم اما از اونجایی که دلم میخواست برم میگم اشکال نداره شما با ماشین برید من خودم آژانس میگیرم میام! میگه ما یه مسیر دیگه میخوایم بریم!!! میفهمم قضیه یه چیز دیگه ست!! آخه باور نمیشد همچین شخصیتی این جوری با یکی که مشتاق ورزشه برحورد کنه!!!!

خلاصه صبح وسایل میزارم میمونه و میگیرم میخوابم که یه خواب راحت خیلی بهتر از برنامه ای یه که توش ناراحتی.

جمعه ست قرار بچه ها توی میدان استقلال ساعت ۷ جمع بشن ۷ اونجام امیر دوست خوبم و میبینم که داره میاد خیلی خوشحالم که میبینمش آخه مدتیه واسه یه پروژه ی کاری زنجان نیست اما اونقدی معرفت داره که پایه ی برنامه ست حتی وقتی یه روز بیشتر تو اینجا نیست!!!

محسن هم یکم دیگه میاد و وایمیستیم میبینیم آقا تقی و آقای اسکندری هم میان ظاهر دیده بودن ما نیستیم رفته بودن صبحونه بخورن نامردا!!!
با نیسان که آقای بابایی زحمت کشیده و آورده میریم سمت گلجیک تو راه من و امیر که خیلی وقته هم و ندیدیم کلی یاد گذشته ها میکنیم و به یاد گذشته یکم شیطونی میکنیم که طبق معمول با رقص و پای کوبی تو پشت نیسان به همراست!!!

قراره مسیر شمالی گلجیک که اسم مسیر الان خاطرم نیست چون خارجکی بود ولی سختی مسیرش ۵.۱۲  بود صعود بشه.

اول فک میکردم چون ۵ نفر بیشتر نیستیم برنامه ی خوبی نمیشه بي حال بودم و دلخور از دیروز!

میرسیم پای کار محسن مثل همیشه شروع میکنه و من حمایتش میکنم میره و اسلینگ ها رو میندازه و بعد آقا تقی میره و بعد آقای اسکندری و بعد من و بعد من هم یه پسر خارجی که فک کنم امیر باشه میاد!

طول اول اینقد لذت بخش و سخت و پر هیجان بود که با صعودش تمام ناراحتی و دلخوریا از دلم ریخت بیرون.طول اول همه بچه ها خیلی خوب صعود میکنن خیلی خوب و بی ادعا!

طول دوم یه شکاف داشت اولش اصلا یه لذتی داشت که الان که بعد ۳ روز دارم گزارشش و مینویسم دلم میخواد همین الان اونجا بودم و یه بار دیگه اون مسیر و میرفتم انگار که اندازه ی ۱ سال سنگتوردی کرده باشم تو این برنامه لذت بردم.

بعد صعود و عوض کردن ۳ تا کارگاه چون دیگه زمان نداریم نا چار ناها رو ته یه غار مانندی میخوریم و بعد کمی استراحت آماده فرود میشیم این اولین باری بود که تا این ارتفاع صعود میکردم و از همچین ارتفاعی میخواستم فرود بیام ارتفاع احتمالا ۱۵۰ متری میشد.
روز این جور دیواره ها خیلی چیزارو احساس میکنی خیلی چیزا این که دوباره پات به زمین میرسه انگار دست سنگ هستی و اون تورو آروم رو دستاش میگیره و با مهربونی رو زمین بر میگردوندت........

بعد فرود همه ی آقای صنعتی ابزارها رو که مونده بود رو دیواره جمع میکنه و برنامه تموم شده وااای من همه ی این لذت ها رو مدیون توام آقا محسن ممنون بازم ممنون.

همون موقع که اون بالا بودم همین الان که دارم میگم خیلی از دوستارو یاد کردم و میگفتم که کاش اوناهم بودن..........واقعا جای تک تکتون خالی بود.

 دوستای خوبم:محسن صنعتی ٫ تقی بابایی ٫ اصغر اسکندری ٫ امیر چرمی ٫ افشین نظری.

گزارش :افشین نظری.

گزارش برنامه امند ( مجموعه )
سرپرست برنامه : آقای آرامیده
مسئول فنی : آقای آرامیده
تاریخ برنامه : 90/4/3
جمعه ساعت 8 و نیم صبح از فلکه ی کوچه مشکی راه افتادیم به سمت امند نفرات شرکت کننده در این برنامه 8 نفر بودند. برنامه این دفعه در منطقه ای به نام مجموعه بود که برای اکثریت تازگی داشت. در ابتدای برنامه بعد از صرف صبحانه به سمت بالای صخره رفتیم و در اونجا سرپرست برنامه توضیحاتی در مورد پیدا کردن محل مناسب کارگاه و همینطور ایجاد کارگاه به ما دادند و همه ی نفرات چه اونهایی که از قبل با گره ی بولین آشنا بودن و چه اونهایی که آشنایی نداشتند این گره رو تمرین کردند( از این گره برای کارگاه زدن استفاده می شود ) که دو تا کارگاه زده شد یکی با طناب و دیگری با تسمه ( اصطلاحا به طناب های کوتاه برای زدن کارگاه بلوک گفته می شود ) همچنین زاویه ی بین دو کارگاه و تقسیم نیرو در آنها توضیح داده شد . در این برنامه فرود با هشت ، فرود با نیم پروسیک و فرود با گیری گیری با جزئیات کامل توضیح داده و تمرین شد( البته اکثریت نفرات قبلا در این موارد آموزش دیده بودند که یاد آوری این مطالب بسیار مفید واقع شد ) . سپس تمرین صعود شروع شد که در این قسمت هم آقای آرامیده توضیحاتی را در مورد نحوه ی صعود و حرکات پاها ارائه کردند. بعد از تمرین تعدادی از نفرات ناهار صرف شد ( همینجا تشکر می کنم ... خیلی خوشمزه بود ) و بعد تصمیم به بازگشت گرفته و حدود ساعت 4 و نیم به پایان رسید.
افراد شرکت کننده :
آقایان : آرامیده ، اسکندری ، منتجبی ، یوسف ، سعید ،
خانمها : نجفی ، حسینی ، آرامیده

گزارش از خانم حسینی

تمرین در امند

گزارش برنامه امند(بهار)
سرپرست برنامه : آقای صنعتی
مسئول فنی :آقای آرامیده
تاریخ برنامه : 90/3/27
صبح روز جمعه ساعت 8 در فلکه ی کوچه مشکی قرار داشتیم و بعد از اومدن نفرات شرکت کننده با دو ماشین به سمت جاده ی امند حرکت کردیم. و از اونجا تا قسمت بهار ( منطقه ی تمرین ) کوهپیمای کردیم . البته در نیمه های راه هم عده ای هم که صبحانه نخورده بودند، صبحانشونو خوردند.ابتدا صعود سر طناب رو آقای صنعتی انجام دادند وبعد آقای آرامیده و خانم نجفی و سپس بقیه ی تفرات بصورت قرقره صعود ( بهتره بگم تمرین )کردن و در سمت چپ هم یک کارگاه برای فرود و صعود زده شد که در اونجا علاوه بر فرود تعدادی هم صعود انجام دادند.و یک مسیر طول کوتاه هم وسط بود که فقط آقای صنعتی ،آقای آرامیده ، آقای نظری ، خانم نجفی در اونجا کار کردند.برنامه حدود ساعات 2 به اتمام رسید و در راه بازگشت نزدیکای ساعت 3 وربع ناهار به میزبانی آقای صنعتی خورده شد .. لازم به ذکر هستش که تعدادی از نفرات( گروه آرامدلان )برنگشتند و چند ساعت بیشتر به تمرین مشغول بودند.
افراد شرکت کننده:
آقایان: صنعتی (سرپرست )، نظری ( عکاس ) ، آرامیده ( مسئول فنی ) ، چرمی ، منتجبی ، یوسف ، محمد ( مهمان )،
خانمها: نجفی ، حسینی ، آرامیده ، مهسا ( مهمان )
گزارش: حسینی

ماسوله

به نام خدا

گزارش برنامه ی زنجان ماسوله(گردنه دیزاب .گرده سایه .امام زاده دیده بان .گیلاونده رود)

با برنامه ریزی های انجام شده حرکت روز12 خرداد ساعت 1:30 دقیقه به گروه اعلام شد با توجه به نفرات که تعداد آنها از 40 نفر بیشتر میشد تصمیم بر این گرفته شد که به دو گروه تقسیم شویم و هرگروه مسیر ازقبل تعیین شده ی خود را بطرف ماسوله پیش گیرد این گروه 40 نفره از آببر سوار بر 3 وانت حرکت کردند که متاسفانه در را سوار بر وانت باران شدیدگرفت و ماشین ها بسختی خود را مکان مورد نظر رساندند بعد از پیاده شدن از وانت ها همه کوله بر دوش آماده ی حرکت شدیم

با گذشتن از چند اوبا هواکم کم روبه تاریکی میرفت پس تصمیم گرفتیم با پیدا کردن یک جای صاف برای چادرها شب را در همانجا بگذرانیم فرادای آن روز یعنی روز جمعه بعد از خوردن صبحانه 11 نفر شده و از گروه دوم جدا میشویم بعد از یازده ساعت پیاده روی و با وجود مه در جنگل به جاده ی خاکی ماسوله رسیدیم و در آنجا خوشبختانه یک وانت و یک سواری بود که ما را به قهوه خانه ای در نزدیکی جاده ه ی آسفالت برد تا امشب را در آنجا استرحت کنیم و فردا صبح به طرف ماسوله برویم چون ماشین برای ساعت 12 هماهنگ شده بود تا از ماسوله ما را به زنجان برگرداند خلاصه شنبه ساعت 10 بود که به زنجان رسیدیم و این بود خلاصه ای از برنامه در اسرع وقت به جزئیات نیز خواهیم پرداخت.

قره قیه

نام منطقه: قره قیه
تاریخ اجرا: 20/3/90
بچه ها ساعت 8 صبح جمعه قرار بود در میدان هنرستان باشن که البته بعضی ها خیلی زود اومده بودن ... حدود ساعت8و ربع با تعداد 7 نفر و با ماشین خانم عبدی که لطف کردن ما رو به منطقه رسوندن راه افتادیم....البته خود ایشون به خاطر امتحان در این برنامه حضور نداشتن






بعد از حدود دو ساعت تعدادی هم به ما ملحق شدن ... و عده ای که زود اومده بودن زود هم برگشتند .. ساعت 1و نیم ... .
در این برنامه دوباره قواعد پاندول شدن و طریق حمایت صحیح و سایر اصول یاد آوری و تمرین شد.
افراد شرکت کننده:
آقایان : صنعتی ، آرامیده ، مقدادی ، اسکندری ، نعل چی گر ، سرابی ، و ... اسمشو نمیدونم
خانمها: نجفی ، حسینی ، قیداری

گزارش و عکس خانم حسینی

گزارش تصویری صعود کلاهک حلب

 

  

 

 

 برای دیدن ادامه ی عکسا به ادامه ی مطلب سر بزنید.

 

ادامه نوشته

کلاهک حلب


گزارش برنامه ی کلاهک حلب

عنوان برنامه : صعود کلاهک حلب
سرپرست برنامه : آقای نصیری
مسئول فنی: آقای صنعتی
نام منطقه: حلب
تاریخ اجرا:90/3/6
روز جمعه ساعت 7و نیم صبح در انتهای جاده بیجار (سه راهی ) افراد شرکت کننده در این برنامه حاضر شده بودند. تعداد به سیزده نفر رسید و تنها دو ماشین بود بهمین دلیل آقای معینی با یکی از بچه ها برگشت تا ماشینشو بیاره.( ممنون از لطف ایشون و آقای بابایی و آقای امانلو برای ماشین ) بالاخره برنامه طبق روال همیشه با یکم تاخیر شروع شد. مسیر رو که بیشتر دشت ها ی سر سبز بود ( احتمالا جو کاشته بودن )و آسمون آبی و صاف رو پشت سر گذاشتیم و تابلو این روستاها توی مسیرکلاهک به ترتیب دیده میشد: روستای پاپایی ، کوسه لر، قمچقای . چند کیلومتر از تابلوی روستای قمچقای بالاتر از جاده خارج شده و توی خاکی ای که به سمت کلاهک بود، رفتیم. حدود ساعت 8و چهل و پنج به منطقه رسیدیم.کوله ها رو برداشتیم و از رودخونه رد شدیم و رسیدیم زیر کلاهک.باور نکردنی بود زیر کلاهک چه بویی که نمی داد...اوووووه ...تا دلتون بخواد پشکل گوسفند اونجا بود...
یه عده پایین مشغول صبحانه بودن و یه عده هم بالا ، ولی آقای صنعتی داشت آماده میشد تا اسلینگ ها رو داخل رول ها بندازه . بعد از تموم شدن کار آقای صنعتی تمرین افراد شروع شد. و بهترین صعود کلاهک این برنامه رو بعد از آقای صنعتی ، خانم قیداری انجام دادن و کارشون واقعا عالی بود.بعد آقای مقدادی یه کارگاه برای فرود آماده کردن و تعدادی هم فرود رو تمرین کردن. در طول برنامه صعود و فرود با یومار و پله رکاب و گیری گیری دوباره یاد آوری و تمرین شد. تا ساعت 2و نیم تمرین ادامه داشت و بعدش آقای صنعتی و آقای معینی بدون خوردن ناهار و هندونه( که بعدا براتون میگم ) رفتند. راستی تو حین برنامه حول حوش ساعت 10 یه گله گوسفند از راه رسیدن با چند تا سگ چوپان... واقعا حرکتشون به داخل کلاهک دیدنی بود .. اوووه همینکه وارد شدن گرد وخاک همه جا رو براشت و بوی اونجا رو چهار برابر کرد .....وااااای دیگه داشت غیر قابل تحمل میشد....از اینجا به بعد با گوسفندا همنشین شده بودیم....
یکیشون مریض احوال بود همش سرفه میکرد... یکی دیگه همش عطسه می کرد.... یه تعدا بره هم بودن که شیطونی می کردن مخصوصا اونی که گوشاش خیلی دراز بود :)) بقیه هم ولو شده بودن استراحت می کردن...بعد از یه مدت یکی از گوسفندا که یه زنگوله هم دور گردنش بود جو گیر شده بود هماورد می خواست تا بجنگه ... تا حالا دعوای گوسفندی ندیده بودم :)) چه خبر بود ....آقا با کله می رفت تو کله ی رقیب... چه صدایی !!... چه گرد و خاکی!! ....بعد از شکست رقیبش ... باد برش داشت ... دیگه جنگ تن به تن کیلو چنده ... این دفعه با دو تا گوسفند کله به کله شد.... حال اون دو تا رو هم گرفت .... یکیشونو واقعا تا پای مرگ کشوند..... باورنکردنیه گوسفند شکست خورده رو زمین ولو شده بود دو تا پای سمت چپش تو هوا مونده بود ......آقای بابایی بالا سر گوسفند مغلوب واستاده بود و از نزدیک تماشاش میکرد...از اینطرف آقای صنعتی خندید و گفت: الان حرام اولار ، پیچاقی گتیرین باشینی کساخ ...:))در کل صحنه ی بامزه ای بود.... بعدش به کمک آقای بابایی گوسفند بیچاره از جاش بلند و گیج گیج رفت قاطی بقیه شد... حالا نخندید بگید داستان حسین کرد شبستری تعریف می کنه به جای گزارش برنامه.... :))... خب داشتم می گفتم ناهار سالاد اولوویه و کنسرو و کوکو و ... بود که در کنار هم خوردیم . بعدش من و چند نفر دیگه رفتیم تا دوباره زیر کلاهک یومار رو تمرین کنیم که ایکاش نمی رفتیم.... آخه هندونه رو تنهایی خوردن به ما نگه نداشتن... :( .... بعد از اینکه هندونه رو کارشو ساختن رفتن به دیدن یه دیواره که سمت غربی کلاهک بود. بالاخره ساعت 6 عصر کم کم آماده شدیم که برگردیم و ساعت 7 و خورده ای رسیدیم خونه.برنامه ی خوبی بود.
افراد شرکت کننده :
آقایان: صنعتی / امانلو / بابایی / مقدادی / نظری (عکاس) / اسکندری / معینی / مرادی / نصیری(سرپرست) و دو مهمان ( شیری و حسینی )
خانم ها : قیداری / حسینی
گزارش از : حسینی

برنامه ی آخر هفته

برنامه ی آخر هفته ی کارگروه در تاریخ 6 خرداد ماه صعود و فرود کلاهک حلب میباشد جهت هماهنگی با سرپرست برنامه آقای نصیری 09193410573 تماس حاصل فرمایید.

جلسه کارگروه

با سلام

قابل توجه اعضای کارگروه غارنوردی

جلسه این هفته کارگروه غارنوردی در روز 4 شنبه 21/2/90 ساعت ۱۹ برگزار خواهد شد

گزارش برنامه گلجیک

عنوان برنامه : گلجیک

سرپرست برنامه: خانم قیداری و خانم نجفی

مسئول فنی: آقای صنعتی
نام منطقه : گلجیک
تاریخ اجرا: 9/2/90
صبح روز جمعه با هماهنگی هایی که سرپرستان برنامه از چند روز پیش انجام داده بودند . همه ی افراد کارگروه بعلاوه ی چندین مهمان در ساعت 7 در بلوار پایین روبروی فروشگاه اتکا جمع شده بودند ولی طبق معمول یکی از افراد با تاخیر نیم ساعته حاضر شده بود!! امیدواریم که در برنامه های بعدی کسی تاخیر نداشته باشه. بعد به سمت گلجیک راه افتادیم . تابلوی روستاهایی که در مسیر دیده میشد از این قرار بود: روستای چپر، اسفچین، تازه کند ضیاء آباد، حاجی آرش و در نهایت گلجیک. بعد از رسیدن به منطقه ، روبروی روستا حرکت به سمت دیواره رو آغاز کردیم . هوا آفتابی و خیلی لطیف بود و حضور بهار و آواز پرنده ها زیبایی منطقه رو خیلی به رخ می کشید. در ضمن حضور دو پسر بچه ی پر انرژی و شاداب به اسم های مبین وکیارش ، در بین افراد حاضر، واقعا به برنامه جلوه ی دیگه ای بخشیده بود. بعد از رسیدن به زیر دیواره ، مشغول تدارک صبحانه شدند درست کردن املت و نیمرو ، و عده ای هم صبحانه ی ساده ای به همراه آورده بودند بعد از صرف صبحانه با افرادی که تمایل به صعود داشتند به پای دیواره رفتیم و در اونجا آقای صنعتی نکاتی رو در مورد دیواره و قانون پاندول شدن رو بیان کردند، بعدش آقا حمید منتجبی صعود سر طناب رو با حمایت خانم قیداری شروع کردند .و به کارگاه اول رسیدند و بعد آقای بابایی و بعد از ایشون هم آقای صنعتی و بعدش آقای معینی ، بعدش من، سپس آقای نصیری بعد آقای نظری و بدنبال ایشون خانم قیداری ، سپس آقای امانلو و آقای اسکندری تا کارگاه اول صعود کرده { اگر در ترتیب صعود نفرات موردی باشه به حساب فراموشکاری بزارید} و از آنجا تا کارگاه دوم ابتدا آقای بابایی ، سپس آقا حمید وآقای صنعتی وبعد من و سپس آقای نصیری صعود کرده و بدلیل وزش شدید باد از صعود بقیه ی افراد جلوگیری شد. و بعد از فرود تا کارگاه اول بدلیل علاقه ی شدید برای صعود، آقایان معینی و نظری نیز تا کارگاه دوم ادامه دادند. و بقیه ی افراد از کار گاه اول فرود آمدند. حدود ساعت 2و نیم، اکثرا پای دیواره حاضر بودند و در کنار هم ناهار خورده شد البته بدون حضور چهار نفر از اعضای کارگروه... کار در مسیر اسپورت هم جزو برنامه بود و سرپرست برنامه خانم نجفی برای هماهنگی های لازم مسیر اسپورت با تیمی که قبلا در آنجا حضور داشتند وارد مذاکره شد و مث اینکه به توافق نرسیده بودند! بعد از ناهار خانم قیداری با تعدادی از اعضا به مسیر اسپورت رفته و بعد از صحبت با آنها تعدادی از افراد شروع به صعود در این مسیر هم کردند . و نزدیکی های ساعت 3و نیم، بود که با توافق اکثر اعضا تصمیم به بازگشت گرفتیم. و در روستای گلجیک بعد از اینکه همه ی افراد به محل رسیدند. حرکت بسمت زنجان رو آغاز کردیم و حدودا ساعت 5 برنامه به سلامتی به اتمام رسید

افراد شرکت کننده در برنامه: آقایان: صنعتی ، نظری( عکاس) ،معینی بهمراه خانواده ، محمد تقی بابایی به همراه خانواده ، اکبر بابایی ، امانلو، نصیری ، اسکندری ، آرامیده به همراه خواهرشون ، حمید منتجبی ،  فرید نعلچی گر به همراه همسرشون ، سرابی ، باقری ، حسام – محمد
خانم ها :نجفی ( سرپرست)، قیداری ( سرپرست)،

گزارش از خانم حسینی


 

برنامه اخر هفته

با سلام

برنامه اخر هفته 90/2/9 صعود دیواره گلجیک علاقه مندان شرکت در برنامه جهت هماهنگی با سرپرستان برنامه.

خانم نجفی و قیداری تماس حاصل نمایند

ساعت حرکت 7 از بلوار پائین

اق بلاق

" گزارش برنامه "
عنوان برنامه : گلجیک سرپرست برنامه: تقی بابائی
مسئول فنی:  صنعتی
آقبلاق : نام منطقه
تاریخ اجراء: 2/2/90

روز جمعه ساعت 7 صبح همه ی افراد شرکت کننده( کارگروه و گروه دامون) طبق قرار قبلی در ورودی پارک ارم جمع شده بودند. و بعد از حاضر شدن افراد ، حرکت در ساعت 30/7 آغاز شد. در حدود بیست و پنج کیلومتری از زنجان در جاده ی زنجان- میانه به تابلوای رسیدیم که روی آن اسفچین نوشته بود که از همانجا بایستی به سمت روستای اسفچین حرکت می کردیم. و در دو راهی که یکی به سمت روستا و دیگری بسمت روستای گلجیگ بود راه خود را از سمت راست یعنی به سمت گلجیک ادامه دادیم . بعد از رسیدن به منطقه گلجیک متوجه شدیم که تیم دامون در این محل نبوده و مسیر خود را همچنان ادامه می دهند. بنابراین ما نیز حرکت خود را ادامه داده و طی مسیر از روستای آرش کندی(؟؟؟؟) گذشته و در انتها در روستای آقبلاق از ماشین (آقای معینی ) پیاده شدیم{احتمالا حدود بیست و پنج کیلومتر هم از ابتدای تابلوی اسفچین تا روستای آقبلاق راه بود}. سپس همراه گروه دامون از داخل روستا گذشته تا اینکه به یک جاده ی خاکی رسیدیم و از آنجا مسیر را با همراهی و صدای پارس سگ ها که گویی مزاحمشون بودیم، ادامه دادیم . جا داره از مردم روستایی هم بگم : خیلی جالب و با کنجکاوی به افراد نگاه و با هم ترکی صحبت می کردند، در ضمن لباس محلی خاصی هم به تن نداشتند

در طی مسیر قله های سنگی به زیبایی خود نمایی می کردند یکی از سمت راست و دیگری از سمت چپ، واقعا دیدنی بود. بعد از اینکه نگاه فرصتی پیدا می کرد تا از قله های سنگی عظیم به دره ها هم سری بزنه اونوقت بود که متوجه می شد درخت های پای کوه شکوفه باز کردن ومتواضعانه و آروم منتظر نگاه ما هستن. بعد از یه مدت و همراهی با گروه پر شور و شاد دامون به چشمه ای رسیدیم که اهالی منطقه بهش آقبلاق میگن، آب زلالی جاری بود . برای صرف صبحانه بسمت تک درختی زیبا راه افتادیم و در طول مسیر هر چند متر از میون درختهای زردآلو که شکوفه باز کرده بودن می گذشتیم .آنقدر مسیر زیبا بود که کمتر کسی متوجه میشد که زیر کفشش دو کیلو گل چسبیده. بعد از رسیدن پای تک درخت و دیواره ای که کنارش بود گروه شاداب دامون شروع کردن به چیدن بساط صبحانه ، ولی از قرار معلوم اعضای کارگروه قبل از حرکت صبحانه خورده بودن.تو همین حال و هوا بارون گرفت. ولی آقای چرمی اصرار کردن که از دیواره ی که پیش رومون بود صعود کنیم.

بعد به همراه آقای صنعتی و آقای معینی رفتن بالای دیواره ویه قرقره اونجا نصب کردن اونم زیر بارش بارون. بعد از آماده شدن زیر دیواره ایستاده بودیم که آقای چرمی صعود رو شروع کرد و من هم حمایت کردم ( با گیری گیری) بارش بارون شدیدتر شده بود و ما هم حسابی خیس شده بودیم. بعد از آقای چرمی من صعود رو شروع کردم و ایشون حمایت می کردن . بالاخره موفق شدم صعود کنم. ولی منم مث آقای صنعتی و آقای چرمی کاملا خیس خیس شده بودم .بعدش آقای صنعتی دیواره رو صعود کرد و بعد طناب رو جمع کرده و آوردن. داشتیم یخ می زدیم تا اینکه آقای بابایی به همراه آقای چرمی و آقای معینی از تکه چوب های خشک داخل کلاهکی که توش پناه برده بودیم یه آتیش درست کردند. بعد از یکم گرم شدن ، با توجه به اینکه بارندگی ادامه داشت و گروه دامون هم از صعود به قله صرف نظر کرده بودند و در حال بازگشت بسمت روستا بودند ما هم تصمیم به برگشت گرفتیم.موقع برگشت قله های سنگی چهرشونو پشت مه به قول خودمون دومان پنهان کرده بودن و چهره ی روستا یکمی از صبح تغییر کرده بود و یه زیبایی دیگه داشت. و در انتها متاسفانه بدلیل بی توجهی هممون طناب رو جا گذاشتیم.این در حالی بود که بعد از رسیدن به زنجان متوجه این مسئله شدیم.حدود ساعت 1 ظهر برنامه به اتمام رسید.
افراد شرکت کننده:
آقایان : بابائی .صنعتی، معینی ، اسکندری ، چرمی.حسینی و 20 نفر از هم نوردان گروه دامون

گزارش از خانم حسینی

جلسه کارگروه

با سلام

جلسه امروز 90/2/5 کارگروه غارنوردی در ساعت 6 در دفتر هیئت کوهنوردی تشکیل خواهد شد

با سلام

با سلام به دوستان یه مدتی درگیر چند تا پرژه سنگین کاری بودم که فرصت اپ کردن  و ازم گرفته بود ولی انشا..... از این به بعد بازم اپ خواهم بود برنامه جمعه 90/2/2  دیواره گلجیک

ساعت جلسه های کارگروه غارنوردی ساعت 18 دوشنبه ها هر هفته

برنامه های تمرینی کارگروه رو هم به زودی اعلام خواهم کرد 

در ضمن کارگروه غار نوردی به زودی از نفرات علاقه مند به غار نوردی و اجرای کارهای فنی عضو گیری خواهد کرد


اولین جلسه کارگروه غار نوردی در 1390

قابل توجه اعضای کارگروه غارنوردی اولین جلسه کارگروه غارنوردی تاریخ 15.1.90 ساعت 7 در دفتر هئیت تشکیل خواهد شد حضور تمامی اعضا الزامی میباشد .

دوستان عیدتان مبارک

با ارزوی سالی خوب و پر بار برای دوستان عزیز .عیدتان مبارک

http://roshdiyeh.ac.ir/kart.jpg

هشدار در مورد زرین غار

با توجه به بارندگی های شدید و ریزش غیر طبیعی درمعابر حساس عبوری که در صورت ریزش احتمال مسدود شدن کامل دهانه را دارد خواهشمندیم تا اجرای ایمن سازی و پاکسازی از ورود به غارزرین جدا خود داری فرمائید

 

 

روابط عمومی کارگروه غار نوردی استان زنجان